نامه‌‌هایی که پاره خواهم کرد

وقتی که غیرِ دیوار هم‌صحبتی ندارم
نامه‌‌هایی که پاره خواهم کرد

من همانم که مرده بود فقط

اندکی سالخورده تر شده ام

آخرین نظرات

نویسندگان

بی نفسی

پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۵۹ ب.ظ
این هوا آلوده ست
حتی تو شعرِ کوهن
تو کجایی الان؟
منبعِ اکسیژن

نور سفید روی سرم سنگینی می کند و خون توی رگ هایم خشک می شود. کوهن توی گوشم... دَنس می تو یور بیوتی... روی تخت بالا می آورم. مثلا چه پایان تلخی در انتظارم است؟ هیچ برداشتی از جهان بیرون ندارم، حالا که دنیای بهتری را توی ذهنم ساخته ام. بیدار می شوم. دنس می تو دِ اِند آو لاو... آلارم گوشی میگوید: هشدار به تعویق افتاد! سرگیجه ام بند نمی آید. یک خواب ابدی میخواهم. اگر سراغم را نگیری بند نمی آید حرف های خیسم. آخ! آیم یور مَن...؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۳
جعفر حبیبی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی