ما که درختیم، قلم می شویم

هر چه آشفته ام کند شعر است
ما که درختیم، قلم می شویم

من همانم که مرده بود فقط

اندکی سالخورده تر شده ام

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۵ مرداد ۹۶، ۱۸:۳۴ - Va hid
    لایک.

نویسندگان

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است


برای من عجیب ترین آدم دنیا فلان هنرمند یا فلان دوست یا بهمان شخص نیست.
تا اینجای زندگی ای را که کردم در نظرم آمد که عجیب ترین و مرموز ترین و جالب ترین شخص برای من خود منم!
دیگران در نظرم ساده، سطحی و قابل فهم هستند اما خودم نه. خودم را نمی فهمم. کارهایی می کنم حرف هایی می زنم تصمیم هایی می گیرم که یک لبخند معنادار بزرگ روی لبم می نشاند. اگر قادر بودم تا در یک کالبد دیگر زندگی کنم این انسان عجیب را شبانه روز واکاوی می کردم مخصوصا شب ها. به نظرم جالب می آید. دیوانه ای که تا این وقت صبح بیدار مانده و الان این خزعبلات را می نویسد...
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۱۹
جعفر حبیبی

می روی پنجره را می بندم

می روی سایه به دنبال تو نیست

مدتی می گذرد می فهمی

پنجره

فکر

هوا

مال تو نیست...

"احسان افشاری"


پ.ن1: 24 تیر می تونه از مهم ترین روزهای زندگیم باشه. فعلا بین چندین راه سخت قرار گرفتم. باور کن امید اسمش قشنگه فقط... عذاب آوره عذاب آوره!

پ.ن2: چه خبر؟ مرگ عالمی تنها...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۲:۳۵
جعفر حبیبی
برگشتم بعد مدتها...
البته میدونم کسی اینجا منتظرم نبود! نه که چسناله ای کرده باشم نه... واقعیت همینه دیگه
هوس کردم که بیام بازم یه مدت چیزشعری بنویسم و برم گورم رو گم کنم شایدم نکنم. 
می نویسم که بعدا اگه خواستم اینجا رو مرور کنم عذاب بکشم از دست نوستالژی و زنده شدن خاطرات مرده. یه جورایی تمایل شدید به خودتجاوز کنی دارم. یعنی با کلماتی که یه روزی از دستم دررفتند و بر زبان جاری شدن تو یه زمان نامعلوم و گنگ دیگه ای پرده های روحم رو بدرم. 
در مورد حال الانم عرض کنم که حالم این روزا حال خوبی نیست به چندین دلیل که در آینده های نزدیک اشاره های دوری بدان خواهیم کرد :)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۰۷
جعفر حبیبی