ما که درختیم، قلم می شویم

هر چه آشفته ام کند شعر است
ما که درختیم، قلم می شویم

من همانم که مرده بود فقط

اندکی سالخورده تر شده ام

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۵ مرداد ۹۶، ۱۸:۳۴ - Va hid
    لایک.

نویسندگان

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است


■ "سه رنگ، قرمز" فیلمی شاعرانه و آرام که مخاطب را به سمت نشانه ها می کشاند. طوریکه ذهن مخاطب هر اتفاقی را ارجاع می دهد به یک نشانه ی دیگر...

ببینید و لذت ببرید از این فیلم خوش ساخت :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۵
جعفر حبیبی

قسمت اولِ شعر و هیولاهای پیرامونش: شعر، توهم، سکس...


نمی توانم این را کتمان کنم که ‏«خودشاعر پنداری‏» یک مقوله جنسیتی است. دوستِ متوسطم که رفاه نسبی و خاطری جمع داشت گمان می کرد می تواند با چند خط شعر که به زور غربالیسم بالا آورده بود روی استوری اینستاگرامش، مخِ آن دخترِ شعردوستِ چشم رنگی که عاشق دکلمه های استاد آذر! بود را بزند. اینجا گمان کردم شاعر ضعیف اگر مرد باشد می تواند پسرِ هیزی باشد که میل دارد خود را در تشتِ دختر غوطه ور کند. 

اما آن ورِ بوم خنده دار نقاشی های ذهن من، دخترِ لوسی بود از طبقه ی متوسطِ احتمالاً رو به بالا. که اگر هدفش از، به قولِ خودش ‏«شعرِ سپید گفتن‏»، ته ریش های جذابِ معشوق خوشتیپش نبود، احتمالا برای چاپ کردن آن در مجله های زردِ مایل به قهوه ای(!) بود آن هم برای پُز دادن پیشِ فک و فامیل و دوستان بخصوص مرضیه که شعرهایش را مسخره می کرد...


پ.ن: غربالیسم را در توضیح می گویم که شاعر تصمیم بگیرد یک مشت واژه را غربال کند تا در نهایت چیزی خارج شده باشد تا شعر نام گذارده شود.

والسلام

"ج.ح"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۴۹
جعفر حبیبی

سکوت من علامت رضا نیست. 

اتفاقاً نشانه ی مخالفت شدیده.

حتی گاهی ‏«گه نخورین‏ِ» ریزی هم توش هست. 

واقعاً میگم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۲۵
جعفر حبیبی

کیمیاگر رمان معروف پائولو کوئیلو قدرت این رو داره که زندگیت رو از این رو به اون رو کنه. تزریقِ امیدِ خالص، شور و انگیزه

پس از دستش ندین!

پ.ن1: پی دی اف کتاب موجوده

پ.ن2: اگر علاقه مند به کتاب صوتی هستین با صدای محسن نامجوی عزیز موجوده

پ.ن3: اگه خوندین نظرتون رو بهم بگین! 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۴
جعفر حبیبی

هیچی نمیتونه به اندازه ی یه پیام چند خطی که مدتها منتظرش میمونی حالت رو خوب کنه...

انگار که دوباره همه چیز دوبرابر میشه... جز فاصله البته که نزدیک و نزدیک تر میشه...

باید بیای ببینم

بهار خنده هاتو

بیا بذار تموم شه

روزای برفی باتو

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۷
جعفر حبیبی
تا تو و این ترانه ها هستین
باید این راه رو ادامه بدم...

البته الان پیروزی مقدمه شکسته :/
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۴:۴۵
جعفر حبیبی

نه عزیز! من خرافاتی نیستم!

سه شب می شود که شمال بارانی ست و دقیقا سه شب است که من غمگینم به همان دلیلی که می دانی. به همان دلیلی که تو را سه سال پیرتر کرده است.

و اینکه اشک آسمان درآمده هیچ ربطی به دلتنگی من ندارد.

طبیعت شمال این است! هر وقت دلش بخواهد می بارد. طبیعت من هم همین است هر وقت دلم بخواهد غمگینم البته که این بار دلم نخواست. من به شب های بهتری فکر می کردم. به شبهایی که صدای باران پس زمینه ی بی خوابی ام نباشد بلکه زیرصدای خندهای تو باشد.

بر باد می دهم همه ی بودِ خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

از حالا به بعد گمان می کنم آرزوهای تو تنها دلیل نفس کشیدنم باشند و قول می دهم چیزهای کاملا عادی را به هم ربط ندهم.

تو فکر می کنی شمال که باران باشد به خاطر دل من است نه عزیز گریه نخواهم کرد. گریه تو را دور و دورتر می کند.

چهار و هفده دقیقه صبح!

حالا صدای موذن زاده در صدای باران می پیچد... یعنی برایت دعا خواهم کرد یاور همیشه مؤمن...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۰۴:۱۸
جعفر حبیبی