ما که درختیم، قلم می شویم

هر چه آشفته ام کند شعر است
ما که درختیم، قلم می شویم

من همانم که مرده بود فقط

اندکی سالخورده تر شده ام

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۱۵ مرداد ۹۶، ۱۸:۳۴ - Va hid
    لایک.
  • ۷ مرداد ۹۶، ۱۷:۱۰ - پـــــر ی
    چشم:)

نویسندگان

نمی توانم نمی توانم

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۵ ب.ظ

نمی توانم

نمی توانم

من این فعل را

بارها صرف کرده ام

من بارها نمی توانم را در آغوش کشیده ام

من بارها نمی توانم را بوسیده ام


من فرزندی از نمی توانم دارم...


"حسین صفا"

نظرات  (۴)

اوه اوه کار به فرزند هم کشیده :(
پاسخ:
حالا نمیدونم با وجود این طفل معصوم، طلاقش بدم یا نه؟!
:/
۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۰ کنت دراکولا
اغا شما کلاً تو کارشی!:|:))
پاسخ:
:))))))
این یه فقره رو خودم راضی نیستم آغاااااا:))
حالا با این وضعیت و در این یه مورد طلاق اشکال نداره. اصن طلاق رو گذاشتن واسه همین روزا :)
پاسخ:
پس برم کلکشو بکنم :/
مرسی مشاوره...
لایک.
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی